أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
186
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
نظم مگر كه مادر بختم شكسته بود انگشت * كه از مراد تهى باد دست فرزندم با وجود نامرادى مدّت متمادى سلطنت عراق عجم و فارس و تمامى آن ممالك را مالك گشته و عساكر تركمانيّه بر او جمع گرديده صيت ابهّت و آوازهء سلطنت او از گردون درگذشته بود و قلم غرايب رقم مضمون اين نظم را : بيت كاى گشته در زمانه ز بسيارى حشم * آشوب ترك و شورِ عرب و فتنهء عجم [ 235 ] بر پرچم علمش نوشته در ديار همدان فرقهء بىتميز نادان جمع آورده بود و خيال باطل سلطنت را به فكر فاسد مفسدان در دماغ پرورده و قريب هفتاد هزار پياده و سوار از مردان كماندار تيغگزار از هر شهر و ديار بر او مجتمع گشته به انديشههاى باطل و خيالاتى از لباس صواب عارى و عاطل از سر گذشته گردن جنگآورى افراخته و نداى بلند اداى « هل من مبارز » در بسيط جهان انداخته بودند 33 « 1 » ، رايات شاهى به همراهى تأييدات الهى مفتخر و مباهى دعاگوى جانش ز مه تا به ماهى . رباعيّه كاى پادشه كشور صافىخردان * خرم ز تو نيكوان و بد حال بدان آيين خلاف تو عدو را رسد آن * هرچند كه باشد همهبين و همهدان رباعيّه اوج فلك از قدر تو منزلگاهت * خورشيد كمين غلام نيكو خواهت افراخته مَهچهء علم تا ماهت * هرجا كه روى لطف خدا همراهت روى كشورگشايى به جانب همدان نهاد در اثناى طىّ مسافت راه رأى مهر انتباه مطلقا توقّف و تعلّل جايز نداشت و همّت عالى نهمت جز بر توجّه نگماشت تا آنكه
--> ( 1 ) . جهانآرا ، ص 267 : « سلطان مراد بن يعقوب بيك در آن زمستان در ديلكان قشلاميشى نموده بود از قشلاق بيرون آمده با هفتاد هزار سوار داعيه مصاف داشت ، آخر در صباح دوشنبه بيست و چهارم ذى الحجه سنهء مذكور در مرحلهء ايله قولاغى همدان قتال صعب دست داد » .